تبليغاتX
سوم تير

خاتمي پس از يك سكوت نيم بند 2 ساله ، در آستانه انتخابات فعال شده است و از شهري به شهر ديگر و از دانشگاهي به دانشگاه ديگر سخنراني مي كند، نفس اين حركت اقدام خوبي است و به گرم كردن فضاي انتخابات نيز كمك خواهد كرد. اما نسل جوان دانشجو نيايد حافظه تاريخي خود را بازخواني و در فضاي آرام كنوني سوالهاي اساسي خود را يك بار ديگر از خاتمي بپرسد؟

نگارنده قصد مطلق انگاري بر مبناي صفر و بيست درباره خاتمي را ندارد، اما جا خالي دادن هاي خاتمي در زمان بروز مشكلات كشور و ترسيم و ارائه نماي گل و بلبل از تفكر و رفتار و عملكرد خود در حوزه دولت، نقطه انحرافي بود كه بازخواني آن لازم است. علاوه بر فضاي تساهل و تسامحي كه در مقابل روحيه انقلابي به ارث رسيده از امام عزيز صف آرايي نمود و مشكلات زيادي براي اشخاص و نظام به همراه داشت. مشكلاتي كه خاتمي هنوز پاسخگوي آن نبوده است و بايد در فضاي امروز دانشگاه از او پرسيده شود.

 

براي نمونه بايد از او پرسيد:

1- چرا علي رغم دو سفر رسمي جنابعالي به فرانسه و چند كشور ديگر اروپايي به اسم تشنج زدايي، حتي نخست وزير فرانسه و يا ايتاليا به بازديد شما نيامدند؟ چرا عليرغم سفر رسمي شما به روسيه، رئيس جمهور و يا حتي نخست وزير روسيه در زمان صدارت جنابعالي به ايران سفر نكردند تا نشان دهيد كه شما عزت و حكمت و مصلحت را با هم حمل مي نماييد؟

 

2- در خصوص قتل هاي زنجيره اي با فضا سازي رواني و رسانه اي نگذاشتيد مردم بفهمند بالاخره مجرا چه شد؟ خاتمي بايد پاسخ دهد كه چرا گروه اول متهمان كه به دليل بي گناهي آزاد شدند، عليرغم اثبات بي گناهي در دولت و دستگاه امنيتي تحت نظر جنابعالي شكنجه شدند؟ و چرا كسي فيلم آن را براي انگلستان فرستاد؟ نسخه اي از فيلم بازجويي و شكنجه كه به انگلستان فرستاده شده بود از كجا ارسال شده بود؟ بازجويان سعيد امامي از كدام جناح انتخاب شده بودند و بالاخره سرنوشت او چه شد؟ و نهايتا محكومان حقيقي از كدام تفكر بودند؟ و دليل پرداخت مطالبات سعيد امامي و اعزام همسر او به مكه مكرمه در جبران كدام اشتباه صورت مي گرفت؟ اميد است به شفاف سازي كه پاك بودن چهره نظام اسلامي را ثابت مي كند كمك نماييد.

3- در ماجراي حادثه كوي دانشگاه كه حزب الله مظلوم با تابلوي دشمن ساخته «لباس شخصي ها» در افكار عمومي بمباران مي شد، عزت الله سحابي به كدام حزب الهي پول داده بود كه محور شورش باشد و عملكرد آنان پاي نظام مظلوم ما نوشته شود؟ موضع شما آن موقع چه بود و اكنون چيست؟

 

4- براي برگزاري كنفرانس ننگين برلين كه فرموديد:«آنچه در برلين اتفاق افتاد قابل قبول نيست و كار صدا و سيما را هم نمي پسندم.» كدام فرد را توبيخ كرديد و از برخورد با چه كسي خوشحال شديد؟

 

5- شما در قبال افرادي كه به عنوان نماينده مجلس نقش اپوزسيون را بازي مي كردند و در جلسات محفلي ابراز خوشحالي مي كردند كه«كار ما از عليزاده، هاشمي شاهرودي و كيهان گذشته است و به نهاد حساسي رسيده ايم» چه كرديد و چه اعتراضي را در افكار عمومي مطرح كرديد.

 

6- آنچه در 16 آذر 1383 ديديد و آنچه متاثر از آن صحنه گفتيد، محصول اميد دادن واهي شما حداقل با سكوت در سالهاي قبل نبود؟ كه طمع ورزي دشمنان در دست يازيدن به دامن شما براي براندازي نظام را نمايان كرده بود؟ علت عدم برائت جويي شما در هفت سال اول رياست جمهوري از غير خودي ها چه بود؟ و صدها چراي ديگر...

دانشجويان مسلمان و بخصوص بسيجيان دانشجو بايد از خاتمي و كساني كه مثل او فكر مي كنند و اكنون براي تسخير مجلس هشتم با يك سوت در هر دانشگاه كشور حاضر مي شوند، سوالهاي فوق را به طور جدي مطالبه كنند و مواظب باشند انرژي آنان در مسيرهاي انحرافي و بيفايده صرف نگردد. تاريخ معلم انسانهاست.

+ نوشته شده توسط مقداد احمدي در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 23:31 |

ملي مذهبيها چه گروهي هستند و اجزا تشكيل دهنده و ديدگاههاي آنها كدام است؟


ائتلاف موسوم به ملي – مذهبي متشكل از بقاياي گروهكهاي زير است:
1- نهضت خدا پرستان سوسياليست : در دوران تفوق افكار ماركسيستي حزب توده به وسيله محمد ثحب و مهندس جلال الدين آشتياني تاسيس شد بعدها درون اين گروه انشعابي رخ داد و حزب جاما از آن متولد شد.
2- جاما: در اوائل دهه چهل، گروه جنبش انقلابي مردم ايران ( جاما) توسط افرادي چون دكتر سامي ، دكتر حبيب الله پيمان و علي شريعتمداري بنيانگذاري شد. پس از انقلاب دكتر كاظم سامي و دكتر نظام الدين قهاري به فعاليت خود ادامه دادند ، فعاليت آنها در اين مدت محدود به ائتلاف با گروهك تروريستي منافقين در انتخابات خبرگان و نيز كانديدا كردن دكتر سامي در انتخابات رياست جمهوري و انتخاب وي به عنوان نماينده دوره اول مجلس شوراي اسلامي بود. در سالهاي اخير نظام الدين قهاري از سوي اين تشكل عضو گروه ملي – مذهبي هاست.
3- جنبش مسلمانان مبارز : موسس و چهره اصلي ا?ن گروه دكتر حبيب الله پيمان مي باشد كه از موسسان گروه جاما بود. در سال 1356 تعدادي از عناصر نهضت آزادي به همراهي همفكراني چون پيمان نشريه جنبش مسلمان ايران را منتشر كردند. در سال 1375 جزوه با عنوان جنبش مسلمان مبارز منتشر شد و در آن شديدا به مهندس بازرگان حمله گرديد. نهضتي ها در واكنش به ا?ن عمل، در بيانيه اي كار پيمان را حيله گرانه و منافقانه و متقلبانه توصيف كردند. پس از پيروزي انقلاب، پيمان با انتشار نشريه امت گروهي را به دور خود جمع كرد. گروهك جنبش مسلمانان مبارز همواره هم پيمان گروهك تروريستي منافقين بود. در سالهاي اخير بعضي از افراد گروهك مذكور در نشريه ايران فردا وابسته به عزت الله سحابي به كار خود ادامه دادند . حبيب الله پيمان مدعي است اولين كسي مي باشد كه روش نافرماني مدني را عليه انقلاب اسلامي توصيه كرده است.
4-  گروه روند جدائي: در سال 60 پس از آنكه گروهك تروريستي منافقين به رهبر رجوي وارد فاز نظامي شد، تعدادي از عناصر مهم آن چون رضا رئيس طوسي و حسين رفيعي در اعتراض به رجوي از آن جدا شدند و جزوه روند جدائي را منتشر ساختند. رئيس طوسي مدتي در كتابخانه دفتر تبليغات اسلامي قم با سيد مهدي هاشمي به همكاري پرداخت . در ائتلاف ملي – مذهبيها هم رئيس طوسي ، حسين رفيعي و حميد نوحي حضور دارند ، البته افرادي از نيروهاي سابق گروهك تروريستي منافقين چون محمدي گركاني و محمد ملكي نيز فعاليت دارند.
5-  گروهك موحدين: اين گروهك در دهه 60 در قزوين تشكيل شد. در سال 56 شيخ محرم محمدي گروه پيشتازان حكومت اسلامي را تشكيل داد كه در دهه شصت (63-65) خط مشي عناد با نظام را دنبال كرد. در طي وقايع اوايل شصت اعضاي اين گروهك دستگير و به زندان رفتند و در سال 62و 64 بقاياي گروهك مذكور ،گروهك موحدين را تاسيس كردند، آنان نشريه اي تحت عنوان خروش موحدين را نيز در طي سالهاي جنگ منتشر كردند . كه شديدا عليه نظام موضع مي گرفت در سال 65 عناصر اصلي اين گروهك نظير شيخ محرم محمدي ، درويش ، تقي رحماني ، رضا عليجاني ، فاطمه گوارائي ، محترم رحماني و ... توسط وزارت اطلاعات دستگير شدند ، شيخ محرم محمدي و درويش در سال 67 آزاد و از كشور گريختند و با رفتن به فرانسه شاخه خارجي گروه موحدين را تشكيل دادند. اكنون اعضاي اصلي گروهك مذكور چون رضا عليجاني ، تقي رحماني ، گوارائي ... عضو ائتلاف ملي مذهبيها هستند.
6- جريان ايران فردا : از جريانات عمده موسس ائتلاف ملي مذهبيها ، جريان ايران فردا با محوريت عزت الله سحابي از اعضاي شوراي مركزي نهضت آزادي است . هر چند عزت الله سحابي در سال 1358 به دليل گرايشات سوسياليستي خود از نهضت آزادي جدا شد ولي همواره با آنان مرتبط بوده است .
7- حلقه كيان : جرياني مطبوعاتي كه در دهه هفتاد همپاي جريان ايران فردا استحاله تفكر نظام را دنبال مي كرد . اكثر آنان در سال 68 پس از معرفي سيد محمد رضوي به عنوان نماينده رهبري در روزنامه كيهان از اين روزنامه خارج شدند و ظرف يكسال امتياز نشريه كيان را به مدير مسئولي رضا تهراني و سر دبيري ماشاالله شمس الواعظين گرفتند. افراد حلقه كيان عبارت بودند از : شمس الواعظين ، رضا تهراني ، رخ صفت ، هادي خانيكي، اصغر زاده ، امين زاده ، عطريانفر، سازگارا و بعدا افرادي ديگري چون سعيد حجاريان با نام مستعار جهانگير صالح پور ، مصطفي تاج زاده و ..... . اين گروه در 11/2/76 با همراهي نهضت آزادي شركت چاپ و انتشار جامعه روز را به ثبت رساندند . اين طيف بعدها خطوط اصلي تفكر نشرياتي چون جامعه، توس، عصر آزادگان، فتح ، خرداد ، نوروز، ياس نو و حتي همشهري ، ايران و شرق را تعيين كردند.
در مورد شكل گيري ائتلاف ملي – مذهبي ، عزت الله سحابي در بخشي از نامه مورخ 3/9/1380 خطاب به فرزندانش نوشته است :
{من اقدام به راه اندازي تشكيلاتي نمودم كه صورت ائتلافي داشت و تشكلي بوده مركب از گروههاي سابقه دار ضد نظام و ضد انقلاب كه به صورت غير قانوني فعاليت مي كنند و غير قانوني هم با هم جمع مي شوندو هر كدام با خصوصيت خاص خودشان به اجراي نقش مختلفي مشغولند ولي در هر نقش ، ايجاد هرج و مرج و مواجه ساختن نظام با عدم آرامش هدف بوده و هست.}
وي در بخش ديگري مي گويد :
{طرح و ابداع نيروهاي ملي مذهبي در سال 1375 در جلسه مطبوعاتي اعلام نامزدي انتخابات رياست جمهوري توسط اينجانب مطرح شد .
در اواخر پائيز 1377 ما يعني ايران فردائيها دعوت كرده ايم از افراد و گروههائي كه فكر مي كرديم در قالب ملي مذهبي مي گنجند.
جبهه ملي مخالف بود و در جلسات شركت ننمود.
ولي جنبش مسلمانان ، جاما، روند جدائي ، و نهضت آزادي همكاري كردند...
در پائيز سال 78 ما ( ايران فردا) مجددا از همان عده ، بدون جبهه ملي دعوت كرديم ، بنابراين ائتلاف نيروهاي ملي مذهبي عملا در سال 1378 تشكيل و اعلام وجود كرد.} لازم به ذكر است كه ائتلاف ملي مذهبي يكپارچه نيست و اختلافات زيادي ميان آنها به چشم مي خورد .
از لحاظ فراكسيون بندي ، 4 فراكسيون درون آن وجود دارد:
1- سوسياليستهاي خداپرست شامل جنبش مسلمانان مبارز و جاما
2- روند جدائي : اعضاي سابق گروهك ترورستي منافقين مثل رئيس طوسي ، رفيعي و نوحي
3- پراكتيكي ها (عملگراها) اينها بيشتر به دنبال فعاليت سياسي هستند و از ايدئولوژي خاصي تبعيت نمي كنند
-4
 سوسيال دمكراتها به رهبري عزت الله سحابي مجموعا بعضي از چهره هاي ملي – مذهبي به حسب تقسيم فراكسيونهايشان كه اساسا در تعارض با مواضع نظام مي باشد ، چنين است:
الف- فراكسيون سوسياليستهاي خداپرست : حبيب الله پيمان ، خانم مرتاضي، دكتر قهاري، تولائي ، كاظميان ، احمد احراري ، بهمن رضا خاني و ناصر هاشمي
ب- فراكسيون روند جدائي : رئيس طوسي ، رفيعي ، حميد نوحي ، محمدي گركاني و محمد ملكي
ج- فراكسيون پراكتيكها : مهندس محمد بهزادي ، محمود عمراني ، سعيد درودي ، سعيد مدني ، وحيد ميرزاده ، حسن نژاد ، سيمين علوي و امير رضائي
د- فراكسيون سوسيال دمكراتها : رضا عليجاني ، تقي رحماني ، عليرضا رجائي ، هدي صابر، مسعود پدرام ، احمد زيد آبادي و فاطمه گوارائي
ه- فراكسيون پيام هاجر : اعظم طالقاني و مهدي غني
در اين ميان عزت الله سحابي ، شاه حسين محمدي اردهالي و محمد بسته نگار، شان خود را اجل دانسته و خود را منفرد مي دانند.
در پايان، ذكر اين نكته ضروري است كه جريان ملي – مذهبي كه مدعي هواداري ملت از آنان بود در انتخابات شوراها كه بدون نظارت استصوابي برگزار شد در يك آزمون عليرغم فعاليت شديد و پشتيباني برخي عناصر دولتي و مجلسي شكست سختي خورد و كاملا از جايگاه ادعائي خود به كناري پرتاب شد.
البته اين گروه جداي از عناصر شناخته شده اي مانند اعضاي گروهك نهضت آزادي مي باشند كه همواره نقش ستون پنجم را ايفا كرده و پدرخواندگي گروهكهاي تروريستي و زير زميني مانند مجاهدين خلق ، جاما، موحدين ، حلقه كيان و روند جدائي را به عهده داشته و اخيرا نيز به تجويز بيگانگان و به منظور ايجاد التهاب و بحران به تمامي عناصر مساله دار و بي صلاحيت توصيه كرده است به عنوان نامزد انتخاباتي ثبت نام كنند تا ليست اسامي رد صلاحيتها را براي فشار به نظام مقدس جمهوري اسلامي پر تعداد نمايند.

 

+ نوشته شده توسط مقداد احمدي در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 1:46 |
دیدگاهها:

 آن چه از پی بر می آید نظرات تاج زاده پیرامون مسائل مهم سیاسی و کشوری است. پرواضح است که در بررسی دیدگاههای وی به مهمترین آنها به علت نبود امکان اکتفا خواهیم کرد. او را باید مرد مناظرات ژورنالیستی خواند، چراکه بیشترین تعداد مناظرات را در بین اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در چند سال اخیر دانست. به همین خاطر هم، دسترسی به دیدگاههای وی در مورد مسائل مختلف چندان سخت نیست.

ولایت فقیه:

شاید در این چند سال اخیر، سخنان هیچ کس به اندازه تاج زاده راجع به نقد و تقبیح ولایت فقیه در رسانه ها انعکاس نیافته است. او ولایت فقیه را یک امر اختلافی میان علما و نیز فراقانونی و غیرقابل قبول می داند و بارها از تریبون های مختلف این رابیان کرده است.او قائل به الهی بودن ولایت فقیه نیست. انتخاب او را نه بر مبنای ملاکهای الهی و خدایی که بر مبنای ملاکهای مردمی می داند.فارغ از نقد و بررسی صحبت ها و ادعاهای او باید گفت که تاکنون هیچ گاه حاضر به مناظره علمی با علما پیرامون ولایت فقیه نشده است.

 آزادی، حقوق بشر و مطبوعات:

 همانطور که گفته شد، او طرفدار آزادی بی قید و شرط مطبوعات است. البته شاید ترجمان بهتر این مطلب این باشد که او طرفدار آزادی بی قید و شرط مطبوعات خودی است، چه اینکه در دوران تصدی معاونت سیاسی از سوی وی، روزنامه ها و مجلات مخالف دولت خاتمی (که بسیار اندک بودند)اوضاع خوبی نداشتند. حقوق بشر از دیدگاه ویامری پذیرفته شده و لازم الاجرا است. آزادی نیز به معنای لیبرالیزم مورد حمایت مطلق وی است. برخلاف امام(ره) [که علت وقوع اسلام را حاکم کردن اسلام می دانست] تاج زاده به دست آوردن آزادی سیاسی را عامل انقلاب می داند. او می گوید:«آیا ملت ایران انقلاب نکرد، تا حقوق و آزادی های سیاسی را که مادر تمام حقوق است، تامین کند.» و در جایی می گوید:« می داند که ملت ایران در رژیم گذشته از آزادی های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی برخوردار بود، فقط فاقد آزادی های سیاسی بودند.» از اینجا معنی آزادی در دیدگاه وی کاملا مشخص است، او آزادی را معادل لاقیدی و لااوبالی گری می داند. چه اینکه همه می دانند با وجود چپاول ثروت و انحصار کردن صنعت و تجارت از سوی هیئت حاکمه ایران در نظام شاهنشاهی، جایی برای آزادی های اقتصادی باقی نمی ماند. همچنین است در مورد مشروب فروشی ها، کاباره ها و دنسینگ ها در جامعه شاهنشاهی که جایی برای آزادی های فرهنگی شخص مسلمان ایرانی وجود نداشت. با یان وجود او در مورد وجود آزادی در جمهوری اسلامی چنین می گوید:«لطفا نفرمایید در میهن ما فضا استبداد زده نیست و آزادی فوران می کند! برای تکذیب این کافی است یادآوری کنم که در شرایط کنونی هیچ شهروندی جرات انتقاد علنی از رهبری را که به تعبیر شما اختیاراتش مطلق و فراقانونی است، ندارد.»

 انرژی هسته ای:

 شکی نیست که هم اکنون انرژی هسته ای به عنوان یکی از پیشرفته ترین و ارزان ترین راههای تولید انرژی در جهان معروف است. در ایران نیز سالها قبل طرح تولید انرژی هسته ای در ایران کلید خورد و مردم نیز بارها با راهپیمایی و نظر سنجی حمایت خود را از آن اعلام کردند. اما دیدگاه تاج زاده در مورد انرژی هسته ای ایران و مخالفت غرب با آن چیست؟ او می گوید:« پرسش من این است که ار چه سالی برای ساخت نیروگاهه بوشهر اقدام شده، چه کسانی آن را ساخته اند؟ آیا دانشمندان ایرانی آن را ساخته اند یا ساخت این نیروگاه قبل از انقلاب توسط خارجی ها شروع شده و اکنون روس ها مسئولیت تکمیل آن را برعهده گرفته اند؟ اگر جهان با داشتن تاسیسات هسته ای مخالف بود، بوشهر را کامل نمی کرد. به علاوه پیشنهاد اتحادیه اروپا این بود که چند نیروگاه هسته ای برای ایران بسازد، به شرط آنکه دولت چرخه سوخت یا غنی سازی اورانیوم را رها کند. پس نگویید دنیا با پیشرفت های علمی و فنی مخالف است.» با این دیدگاه در ذهن یکی از بالاترین مقامات سیاسی دولت خاتمی ، دو سال کلیدی، منابع هسته ای و کارخانجات مربوط به آن تعطیل شد و همگان دیدند که یک مورد از وعده های غرب برای ایران در صورت تعلیق غنی سازی عملی نشد و حتی آنها خواستار تعطیلی برنامه های درسی رشته های مرتبط با صنایع هسته ای (نظیر فیزیک) در دانشگاهها شدند.

 دولت و حکومت:

در حقیقت تاج زاده نیز همراه با احزاب مطبوعش از روی کار آمدن احمدی نژاد شکه شد. با کمی توجه می توان دید که تقریبا در تمامی نامه ها، سخنرانی ها و مناظراتش بخش ثابتی تحت عنوان توهین به دولت و شخص احمدی نژاد ملاحضه می شود.او در نامه ای سرگشاده خطاب به روزنامه رسالت چنین می نویسد:«اینجانب معتقد هستم که آقای احمدی نژاد گرچه خوب حرف می زند ولی حرف خوب نمی زند.» او همواره نگران جمهوری اسلامی بوده است، اما اما تعریف جمهوری اسلامی در دید تاج زاده، چیزی غیر از نظر امام (ره) و انقلابیون است. او در نامه ای طبق معمول سرگشاده، با اشاره به سخنان آیت ا... جنتی در جمع فرمانداران که «... موجب شد با تهیه این نامه سرگشاده نکاتی را درباره عملکرد شورای نگهبان در سالهای اخیر به استحضار عموم هموطنانم برسانم تا به سهم خود با بدعت خطرناکی مقابله کنم که در صورت نهادینه شدن، «جمهوری اسلامی» را به «حکومت اسلامی » استحاله خواهد کرد.» پس از دیدگاه او جمهوری اسلامی چیزی غیر از حکومت اسلامی است که به قول امام (ره) ملت برای آن قیام کرد و بنابراین از تشکیل حکومت اسلامی به شدت هراس دارد.

 والسلام (فرشاد سلیمانی )

+ نوشته شده توسط مقداد احمدي در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 19:32 |

تاج زادگان سیاست:

خودش را اینگونه معرفی می کند: سید مصطفی تاج زاده، متولد 35 تهران با ملیت ایرانی و مذهب تشیع، او ننیز مانند بسیاری از همشهری هایش ، سریع و بی پرده حرف زدن را از آب و خاک تهران به ارث برد. تحصیلاتش را تا دیپلم در تهران گذراند و بعد رهسپار دیار شیطان بزرگ شدتا تحصیلاتش را در آنجا تا مقطع کارشناسی به پایان ببرد. سپس به ایران بازگشت و فعالیت های سیاسی را که قبلا در انجمن اسلامی و دانشجویان خارج از کشور آغاز کرده بود، ادامه داد.

فعالیت های سیاسی پیش از انقلاب:

فضای سیاسی پیش ار انقلاب برای اکثر دانشجویان و تحصیل کردگان، فضایی مارکسیست زده بود، تبلیغ بیش از اندازه مارکسیسم در بین قشر تحصیل کرده و معترض انقلابی، دانشجویان مسلمان را در تنگنای شدید گذاشته بود. بعد از مدتی آنها پی بردند که باید کاری بکنند. سپس گروههای متعدد اسلامی در جای جای کشور تشکیل شد. فلق یکی از آنا بود. جایی که تاج زاده با واعظی و یاسینی در جبهه ی سیاسی مشترک با بهزاد نبوی (از گروه امت واحده)، فعالیت های انقلابی را همراه با سایر اقشار پی گرفت. بهزادنبوی تازه از مجاهدین خلق(منافقین) بریده بود. به همین خاطر هنوز تفکراتش همانند آنها بود. بنابراین جو اندیشه ای حاکم بر گروه نیز از فضای فکری مجاهدین چیزی کم نداشت.با ظهور انقلاب، فعالیت های سیاسی در همه گروههای انقلاب شدت گرفت. تاج زاده در این دوران، دوره بلوغ سیاسی خود را می گذراند.

 فعالیت های پس از انقلاب:

بعد از انقلاب، فلق با شش گروه مسلمان دیگر تلفیق شده و با نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کار خویش را آغاز کرد. نام سازمان به اصرار بهزاد نبوی بر اجتماع گروهها نهاده شد. چرا که وی معتقد بود، در فضای حاکم بر جامعه هیچ گونه فعالیت سیاسی بدون تکیه بر نام مجاهدین اثرگذار نخواهد بود. مجاهدین انقلاب اسلامی با وجود افرادی نظیر شهید علم الهدی در ابتدا موافق و مدافع سرسخت ولایت فقیه بودند. اما پس از مدتی گروه سه دسته شد. و با وجود تفرقه در بین اعضای سازمان در نهایت متلاشی شد. تاج زاده و همراهانش(بهزاد نبوی، سلامتی، آقاجری و ...) که حاضر به پذیرش نظرات نماینده امام خمینی در سازمان نبودند، آن را ترک کردند.آنها چند سال بعد(اوایل دهه هفتاد)، بار دیگر سازمان را با نام مجاهدین انقلاب احیا کردند.سازمان مجاهدین انقلاب با عنوان یک سازمان با تشکیلاتی نیمه مخفی یکی از تاثیرگذارترین احزاب فعلی کشور است.این سازمان در طول مدت فعالیت خود، در انتخاب مسئولین رده بالای دولتی(اعم از وزیر و ...) نقش قابل تاملی را ایفا کرده است.تاج زاده هم اکنون نیز در آن سازمان فعال است. او علاوه بر کارهای سیاسی مدتی نیز معاونت وزیر ارشاد(63 تا 67) یعنی آقای حجه السلام خاتمی را برعهده داشت. تا سال 76 که معاون سیاسی وزیر کشور شد، پست مهمی جز عضویت در شورای سیاسی مهندس موسوی را برعهده نداشت.

پس از دوم خرداد:

 بعد از واقعه غیر قابل پیش بینی دوم خرداد، یاران قدیمی خاتمی که اتفاقا اکثرا از سازمان انقلاب و حزب تازه تولد یافته مشارکت و حزب کارگزان بودند، به دور وی جمع شدند. پست ها را میان خود، بنا به استعداد یاران تقسیم کردند. تاج زاده معاون ساسی وزیر کشور شد و معاونت سیاسی وزارت کشور یکی از شلوغ ترین و پرخطاترین دوران خویش را سپری کرد. تاج زاده در سمت معاون سیاسی وزیر کشور، وقایعی نظیر قتل های زنجیره ای، ماجرای روزنامه سلام، نشریه موج، انتخابات شوراهای شهر و روستا و مجلس، واقعه کوی دانشگاه و ... را تجربه کرد. در برخی وقایع(نظیر انتخابات شوراهای شهر و روستا و نیز 18 تیر 78) خود در نوک پیکان اتهام قرار داشت. او در هنگام تصدی معاونت، خواهان شرکت تمامی افکار اعم از اپوزیسیون(نظیر نهضت آزادی) و نیز مخالفین در امور سیاسی کشور شد و اولین بار بعد از رحلت امام خمینی(ره)، حکم آن حضرت برای عدم شرکت اعضای نهضت آزادی در تصدی پست های دولتی و انقلابی به طور علنی زیرپا نهاده شد. انتخابات شوراهای شهر و روستا در تهران بدون نظارت شورای نگهبان و با شرکت تمامی گروههای معاند نظام (مانند ملی-مذهبی ها و نهضت آزادی) برگزار شد. نتیجه خلاف آن چیزی شده بود که نادرزاده در مصاحبه با خبرنگاران قول داده بود. مشارکت حداکثری مردم، پیش بینی تاج زاده بود، در حالی که آمار رای دهندگان در تهران فقط 12 درصد بود. یعنی یک افتضاح سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران رقم خورد. اما تاج زاده ناامید نشد. او به کار خود ادامه داد. در دورانی که مطبوعات انواع توهین ها را به هرکس که مایل بودند مباح می دانشستند، او حامی مطبوعات بود(الان نیز هست). در همین هنگام بود که وزارت اطلاعات دولت آقای خاتمی افتضاحی دیکر را برای جمهوری اسلامی رقم زد. قتل های زنجیره ای در دوران معاونت تاج زاده توسط عناصری از وزارت اطلاعات صورت گرفت که در طی آن چندین نویسنده به طور مرموز کشته شدندبا انداختن گناه تمامی قتل ها برگردن سعید امامی (از عناصر زبده و ارزشی وزرارت اطلاعات) و سپس قتل او در زندان(می گویند خودکشی کرده است) ماجرا خاتمه داده شد. البته در این بین آنها حتی به همسر سعید امامی هم رحم نکردند و اورا زیر انواع شکنجه ها قرار دادند و در آخر با کمک و استعانت از مقام معظم رهبری بود که آزادی همسر امامی تامین شد. تاج زاده در 18 تیر ماه یکی از سخنران ها در جمع دانشجویان معترض بود. وی در جمع دانشجویان خشمگین زمن زدن مهر تایید بر ادعاهای دانشجویان آنها را دعوت به قانون گرایی کرد. و سرانجام پس از اثبات تخلفات وسیع به نفع همفکرانش در انتخابات مجلس در سال 80، با حکم قضایی از کار برکنار شد تا پس از آن فقط در سمت مشاور خاتمی باشد. ادامه دارد.......

حال با این احوال روشن از اصلاح طلبان آنها چرا باز در انتخابات (با وجود آگهی از رد صلاحیتشان) ثبت نام کرده اند؟!!!

+ نوشته شده توسط مقداد احمدي در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 14:12 |