تبليغاتX
وبلاگی در نقد دین و سیاست

وبلاگی در نقد دین و سیاست

اینجا دیکتاتوری مطلق است...خوش آمدید!

آیا محمد واقعاً پیامبری الهی بود؟

دلايل متكلمان مسلمان


   آيا دليل محكم و قاطعي براي اثبات پيامبريِ محمد وجود دارد؟ متكلمان مسلمان دلايلي براي اثبات نبوت محمد آورده‌اند كه به نظر من از استحكام كافي برخوردار نيستند. در اينجا مجبورم به بررسي اين دلايل بپردازم:



  شواهد و قرائن (صداقت و پاکی محمد)


 مي‌گويند: شما اگر در زندگي محمد تا بيش از بعثت تحقيق كنيد، مي‌بينيد كه او انساني پاك و وارسته بوده و هرگز دروغ نگفته و هيچگاه به دنبال زخارف دنيوي چون پول و مقام و رياست و شهرت و ... نرفته است. مردم لقب محمد امين را به او داده بودند، زيرا هرگز ديده نشده بود كه دروغي بگويد و يا در امانتي خيانت كند. چنين كسي وقتي ادعاي نبوت مي‌كند، چگونه مي‌توان او را متهم به دروغگويي كرد. زندگي او نشان مي‌دهد كه او هرگز دروغ نگفته و همين گواه صدق مدعاي او (مبني بر نبوت) است.


   اما در اينجا چند مشكل عمده وجود دارد:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 19:7  توسط سیامک افشاگر  | 

چرا و به چه علتی آیت الله بروجردی مخالف حکومت دینی بر مردم بود؟

از کتاب خاطرات سیدصادق طباطبایی:

در یکی از روزهای بهار سال 1331 که نوجوانی 9ساله بودم، گروهی از طلبه‌های جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند تا با آیت‌الله بروجردی دیدار کنند. جنب و جوشی که در شهر کوچک قم آن روز به وجود آمده بود، خیلی زود متوجه منزل پدربزرگم آیت‌الله صدرالدین صدر شد. حوالی عصر بودکه موج جمعیت که بسیار برآشفته بودند، به منزل پدربزرگم آمدند. تا آنجا که در خاطرم مانده است آیت‌الله صدرالدین صدر در منزل نبودند، ولی خیلی زود باخبر شدند و به منزل آمدند. هنگام ورود ایشان، طلبه‌ی جوانی که بعدها فهمیدم نواب صفوی بود سخنان تندی ایراد می‌کرد که هیچ چیز از آن در خاطرم نمانده است. بعد از دیدار با آیت‌الله صدر آن جمعیت برآشفته با وساطت آیت‌الله صدر به منزل آیت‌الله حاج سید محمد تقی خوانساری که در نزدیکی منزل ما بود رفتند. بعدها خبردار شدم که نواب و یارانش قصد دیدار با آیت‌الله بروجردی را داشتند که ظاهرا ایشان آن ها را نپذیرفته بودند.

از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیت‌الله بروجردی ، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهرا پدر همین آیت‌الله فاضل لنکرانی، مرجع معاصر) علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و می‌پرسد چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب می‌گویند: این آقایان می‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری که ظاهرا مرحوم آیت‌الله کبیر، از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است می‌پرسد، مگر چه اشکالی دارد؟ آیت‌الله بروجردی در جواب می‌گویند،

اشکال بزرگ این امر در این جا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:58  توسط سیامک افشاگر  | 

ناگفته های انقلاب 57 گفته های خمینی در تهران و قم!!! چقدر ...

  منبع: کتاب ایستاده بر آرمان، روایت فروپاشی یک انقلاب،علی غریب، انتشارات انقلاب اسلامی،دی ۸۵


آنهایی که فریاد می‌زنند باید دموکراسی باشد، این‌ها مسیرشان غلط است. مسیر ما مسیر نفت نیست. ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست.ما اسلام می‌خواهیم."[1] "

در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام می‌خواهیم. این مردم  قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد." [2]  "

به آنها که از دموکراسی حرف میزنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. میخواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم."[3]  "

آن‌هایی که به اسم دموکراسی، با اسم دمکرات می‌خواهند مملکت را به فساد و تباهی بکشند، این‌ها باید سرکوب شوند. ملت آن‌ها را سرکوب خواهد کرد. کاری نکنید که باب غضب باز شود."[4] "

شما روشنفکر هستید و آزادی همه چیز، از جمله آزادی فحشا را می‌خواهید. یک نحو آزادی می‌خواهید که جوانان ما را فاسد کند.ما می‌خواهیم مملکت را حفظ کنیم و حفظ مملکت به آن آزادی که شما می‌گویید نیست. این آزادی مملکت را بر باد می دهد. این آزادی که شما می‌خواهید، آزادی دیکته شده است."[5] 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:33  توسط سیامک افشاگر  | 

چرا نسبت به دین شکاک هستم؟

پاول کورتز ترجمه فرخ بیخدا

نامؤمنان بر سر اینکه چگونه دیدگاه خود را تبیین کنند بسیار بحث کرده اند. اخیرا برخی از دانشمندان و فیلسوفان، به ویژه ریچارد داوکینز و دانیل دِنِت، برای توصیف دیدگاه خود، واژه ی روشن بین[1] را مناسب یافته اند. به نظر آنان کاربرد "روشن بین" ایده ی هوشمندانه ایست، چرا که از این واژه فاقد آن بار منفی است که واژه هایی مانند بیخدا[2] در گذشته یافته اند. به نظر آنان این مزیت بزرگی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:28  توسط سیامک افشاگر  | 

متن نامه خمینی / نامه بدون تاریخ که دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷

متن نامه خمینی / نامه بدون تاریخ که دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ می باشد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

” بسم ‏الله ‏الرحمن ‏الرحيم‏

از آنجا كه منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مى‏گويند از روى حيله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده‏اند، و با توجه به محارب‏بودن آنها و جنگهاى كلاسيك آنها در شمال و غرب و جنوب كشور با همكاريهاى حزب بعث عراق و نيز جاسوسى آنان براى صدام عليه ملت مسلمان ما، و با توجه به ارتباط آنان با استكبار جهانى و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتداى تشكيل نظام جمهورى اسلامى تاكنون، كسانى كه در زندانهاى سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشارى كرده و مى‏كنند محارب و محكوم به اعدام مى‏باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با راى اكثريت آقايان حجه‏الاسلام نيرى دامت ‏افاضاته (قاضى شرع) و جناب آقاى اشراقى ) دادستان تهران) و نماينده‏اى از وزارت اطلاعات مى‏باشد، اگر چه احتياط در اجماع است، و همين طور در زندانهاى مراكز استان كشور راى اكثريت آقايان قاضى شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم‏الاتباع مى‏باشد، رحم بر محاربين ساده‏انديشى است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديدناپذير نظام اسلامى است، اميدوارم با خشم و كينه انقلابى خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد، آقايانى كه تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعى كنند [اشداء على الكفار] باشند. ترديد در مسائل قضائى اسلام انقلابى ناديده ‏گرفتن خون پاك و مطهر شهدا مى‏باشد. والسلام.

روح‏الله الموسوى الخمينى ‏ “

در پشت نامه بالا احمد پسر خمینی نوشته است :



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:19  توسط سیامک افشاگر  | 

متناقض ترین و خنده دارترین نظریات در مورد ولایت فقیه


نظریات عجیب و قریب در باب یک فرضیه ی اسلامی- ولایت فقیه

منبع: کتاب ایستاده بر آرمان، روایت فروپاشی یک انقلاب، علی غریب، انتشارات انقلاب اسلامی،دی 85


گنجاندن اصل ولایت‌فقیه در قانون اساسی بر اساس نظریه دهه 40 و اوایل دهه 50 آقای خمینی ، یکی دیگر از قدم‌ها در منحرف ساختن انقلاب بود که در مجلس خبرگان قانون اساسی انجام شد.برای نخستین بار، ملا احمد نراقی در کتاب عواید الایام و در قرن سیزدهم این نظریه را بیان کرد.[1] بعدها این نظریه به عنوان تز اساسی آقای خمینی شرح و بسط پیدا کرد و سرانجام در حدود10 سال پیش از انقلاب مکتوب گشت. آقای خمینی در این کتاب، که ماحصل درس‌های ایشان در نجف تحت عنوان ولایت‌فقیه است، در اثری همسنگ شهریار، اثر ماکیاول، قدرت را نه در ید ملت که در قبضه ولی‌فقیه و قیم مردم می‌بیند وحکومتی را تبیین می‌کند که انتظار ندارد بدین زودی‌ها برقرار شود. او در قسمتی از این کتاب میگوید:

"هیچ عاقلی انتظار ندارد که تبلیغات و تعلیمات ما به زودی به تشکیل حکومت اسلامی منتهی شود. این هدفی است که احتیاج به زمان دارد."[2]
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:7  توسط سیامک افشاگر  | 

نامحتملی وجود خدا

مقاله نامحتملی وجود خدا نوشته ی ریچارد داوکینز

ترجمه ی امیرغلامی

مردم بسیاری از کارهایشان را به نام خدا انجام می دهند. ایرلندی ها به نام خدا همدیگر را منفجر می کنند. عرب ها به نام الله خودشان را منفجر می کنند. امام ها و آیت الله ها به نامش زنان را سرکوب می کنند. پاپ ها و کشیش های عزب به نام او زندگی جنسی مردم را به هم می ریزند. شُهِت های یهودی گلوی حیوانات را به نامش می برند...ادامه///


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:3  توسط سیامک افشاگر  | 

ناگفته های انقلاب 57-منبع جمله "اقتصاد برای خر است" آیت الله خمینی

در نقل قول هایی که در جمع های عمومی و یا دراینترنت از حرف های آقای خمینی میشود، گاهاً پیش می آید که جمله ای دقیق نقل نمی شود و یا همه آن را میگویند اما کسی نمیداند که منبعش چیست. از آن جمله است نقل قول مشهور " اقتصاد برای خر است" آقای خمینی.

آقای خمینی اطلاع کمی از اقتصاد داشت. البته این به تنهایی عیب نیست. آدم های زیادی هستند که از اقتصاد چیزی نمیدانند، اما خوب از بخت بد انقلاب ایران سکان دست کسی افتاد که خودش که از اقتصاد نمیدانست هیچ، به اقتصاد و تئوریسین های اقتصادی هم حمله میکرد که به چه حقی اقتصاد مطرح می شود و رشته ای که نمودش "خربزه و شکم و کاه و الاغ" است ، بر "اسلام و مسلمین" ارجحیت پیدا میکند.

ادامه///




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 17:39  توسط سیامک افشاگر  | 

بحث شماره ی یک...جواب به بنیادگرایان اسلامی-نقدی بر مجازات همجنسگرایی و همجنسبازی

اول اینکه بگویم ما مسلمانان ظرفیت و توانایی این را داریم که بیشتر از آنچه روحانیون و شیوخ مساجد میگویند و تلقین میکنند اندیشمند و انسان باشیم!

آیا این اسلامی را که معتقد هستید اسلام است یا اسلام یک آرمان است؟

مثلا کمونیسم به عنوان آرمان ؛خواهان برابری است...سرمایه داری به عنوان آرمان؛ برابری است...قانون اساسی امریکابه عنوان آرمان آزادی و تضمین عدالت برای همه است...قانون اساسی ایران هم عدالت و برابری است...ولی اگر دقت کنیم هر کدام به نوعی مایه ی بی چارگی ملتها میشوند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 16:57  توسط سیامک افشاگر  | 

بحث شماره ی یک...جواب به بنیادگرایان اسلامی

درود بر شما

خب کجابودیم؟

اولا ساسان خان من کل مطلب و حرفم با آقای ساغی یا همون خانم ساغی بود که شکلک در نیاورد و زبان درازی نکند و اگر حرفی برای گفتن دارد بزند..

این راهم عرض کنم من فکر کردم شما سیدبزرگوار جناب (فوهرر) هستید...اگر بودید که خیلی خوب میشد و بسیار بحث جالبی پیش می آمد!

بگذریم...ادامه///


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 16:52  توسط سیامک افشاگر  |